Stefan Zweigگونترگراس مخالف حمله اسرائیل به ایران است. از این رو برنده جایزه نوبل، در شعرش با عنوان » آنچه باید گفته شود» خواستار آنست که آلمان زیردریائی اتمی به اسرائیل ندهد و یک مرجع بین المللی برای نظارت بر قدرت اتمی اسرائیل و تاسیسات اتمی ایران تشکیل گردد.
این شعر گونتر گراس که امروز در سه روزنامه معتبر و پر خواننده » نیویورک تایمز» » لارپوبلیکا» و » زود دویچه تسایتونگ » منتشر شده سخت مورد توجه بین المللی و اظهار نظر های موافق و مخالف قرار گرفته است.

آنچه باید گفته شود

چرا خاموشم، چرا در این زمان دراز ناگفته گذاشته ام

آنچه را که عیان است و از » بازی جنگ » که طبق نقشه آنرا تمرین کرده اند سخن نگفته ام .

از آن بازی که اگر در پایان آن جانی به در برده باشیم، چیزی نیستیم جز یاداشتی در حاشیه .

ادعا می شود زدن ضربت اول به مردم ایران و چه بسا محو کردن آنها از صحنه گیتی، حق است،

زیرا گمان می رود در قلمرو مردی گزافه گو که خلق اسیر در زیر یوغ خود را به هلهله های دستوری وا می دارد،

یک بمب اتمی ساخته می شود.

ولی چرا بخود اجازه نمی دهم نام آن کشور دیگر را بر زبان آورم،

کشوری که سالهاست قدرت اتمی فزاینده ای در اختیار دارد ــ هرچند پنهان از نظرها ــ

ولی بیرون از عرصه بازرسی ،

چرا ؟ چون بازرسی ممکن نیست؟

همگان خاموشند، حقیقتی را ناگفته می گذارند،

من نیز به پیروی از خاموشی فراگیر لب فروبسته ام ،

احساس می کنم که این دروغی است سنگین ،احساس اجبار می کنم،

بمحض آن که از این اجبار تخطی شود، چهره مجازات نمودار می گردد.

تکفیر » یهودی ستیزی » را همه می شناسند.

اما اینک از سرزمین من ،

زادگاه جنایتی بی مانند، که همیشه باید پاسخگوی آن باشد ،

قرار است، نسجیده، باز هم یک زیردریائی دیگر به اسرائیل فرستاده شود ،

همراه با سخنانی سرسری بعنوان جبران بدی های گذشته .

ویژگی آن زیر دریائی این است که

می تواند با کلاهک های خود همه چیز را در سرزمینی نابود کند

که وجود یک بمب اتمی در آن به اثبات نرسیده است،

پس اینک می گویم آنچه را که باید گفت.

ولی چرا تا کنون سکوت کرده ام.

چون فکر می کردم زادۀ سرزمینی هستم که لکه ای نازودونی بر دامن دارد

و همین مرا از گفتن حقیقت باز می داشت

و نمی خواستم نام اسرائیل رابرزبان آرم

که خود را همبسته آن می دانم و به آن وفادار خواهم ماند.

پس چرا حالا ، پیرانه سر و با آخرین قطره های بازمانده از مرکبم می نویسم :

اسرائیل اتمی برای صلح جهانی ، که خواه ناخواه صلحی است شکننده ، خطرناک است.

امروز باید گفت آنچه را که فردا گفتنش دیر است

و چون ما ــ بعنوان آلمانی به حد کافی بار بر دوش داریم ــ

می توانیم تحویل دهنده وسیله ای گردیم که عواقب آن قابل پیش بینی است

و با عذر و بهانه های متداول نمی توانیم منکر شرکت خود در آن گناه گردیم.

اعتراف می کنم : دیگر ساکت نخواهم ماند

زیرا تزویر غرب دیگر برایم قابل تحمل نیست،

افزون بر این امید این نیزهست که( با شکستن این سکوت) بسیاری دیگر نیز خود را از سکوتی که در بند آن هستند آزاد سازند

و مصرانه از عامل خطری که شناخته شده است بخواهند از خشونت چشم بپوشد

و در عین حال مصرانه خواستار آن باشند که به یک مرجع بین المللی

امکان داده شود

تا پیوسته و بدون هیچ نوع مانعی

قدرت اتمی اسرائیل و تاسیسات اتمی ایران را زیر نظر و کنترل داشته باشد.

فقط از این طریق است که می توان به همه،

به اسرائیلی ها و فلسطینی ها

و بیش از آن به همه کسانی که با دشمنی و تنگاتنگ هم ساکن منطقه ای هستند

که به تسخیر جنون در آمده است ، کمک کرد

و از این طریق سرانجام به خودمان هم کمک کرده ایم.

منبع ترجمه
http://aayande.wordpress.com

Was gesagt werden muss – Das Gedicht von Günter Grass
04.04.2012

Günter Grass warnt in der “Süddeutschen Zeitung” vor einem Krieg gegen Iran. In seinem Gedicht mit dem Titel “Was gesagt werden muss” fordert der Literaturnobelpreisträger deshalb, Israel dürfe keine deutschen U-Boote mehr bekommen.

Warum schweige ich, verschweige zu lange,
was offensichtlich ist und in Planspielen
geübt wurde, an deren Ende als Überlebende
wir allenfalls Fußnoten sind.

Es ist das behauptete Recht auf den Erstschlag,
der das von einem Maulhelden unterjochte
und zum organisierten Jubel gelenkte
iranische Volk auslöschen könnte,
weil in dessen Machtbereich der Bau
einer Atombombe vermutet wird.

Doch warum untersage ich mir,
jenes andere Land beim Namen zu nennen,
in dem seit Jahren – wenn auch geheimgehalten –
ein wachsend nukleares Potential verfügbar
aber außer Kontrolle, weil keiner Prüfung
zugänglich ist?

Das allgemeine Verschweigen dieses Tatbestandes,
dem sich mein Schweigen untergeordnet hat,
empfinde ich als belastende Lüge
und Zwang, der Strafe in Aussicht stellt,
sobald er mißachtet wird;
das Verdikt “Antisemitismus” ist geläufig.

Jetzt aber, weil aus meinem Land,
das von ureigenen Verbrechen,
die ohne Vergleich sind,
Mal um Mal eingeholt und zur Rede gestellt wird,
wiederum und rein geschäftsmäßig, wenn auch
mit flinker Lippe als Wiedergutmachung deklariert,
ein weiteres U-Boot nach Israel
geliefert werden soll, dessen Spezialität
darin besteht, allesvernichtende Sprengköpfe
dorthin lenken zu können, wo die Existenz
einer einzigen Atombombe unbewiesen ist,
doch als Befürchtung von Beweiskraft sein will,
sage ich, was gesagt werden muß.

Warum aber schwieg ich bislang?
Weil ich meinte, meine Herkunft,
die von nie zu tilgendem Makel behaftet ist,
verbiete, diese Tatsache als ausgesprochene Wahrheit
dem Land Israel, dem ich verbunden bin
und bleiben will, zuzumuten.

Warum sage ich jetzt erst,
gealtert und mit letzter Tinte:
Die Atommacht Israel gefährdet
den ohnehin brüchigen Weltfrieden?
Weil gesagt werden muß,
was schon morgen zu spät sein könnte;
auch weil wir – als Deutsche belastet genug –
Zulieferer eines Verbrechens werden könnten,
das voraussehbar ist, weshalb unsere Mitschuld
durch keine der üblichen Ausreden
zu tilgen wäre.

Und zugegeben: ich schweige nicht mehr,
weil ich der Heuchelei des Westens
überdrüssig bin; zudem ist zu hoffen,
es mögen sich viele vom Schweigen befreien,
den Verursacher der erkennbaren Gefahr
zum Verzicht auf Gewalt auffordern und
gleichfalls darauf bestehen,
daß eine unbehinderte und permanente Kontrolle
des israelischen atomaren Potentials
und der iranischen Atomanlagen
durch eine internationale Instanz
von den Regierungen beider Länder zugelassen wird.

Nur so ist allen, den Israelis und Palästinensern,
mehr noch, allen Menschen, die in dieser
vom Wahn okkupierten Region
dicht bei dicht verfeindet leben
und letztlich auch uns zu helfen.

Quelle:
http://www.sueddeutsche.de/kultur/gedicht-zum-konflikt-zwischen-israel-und-iran-was-gesagt-werden-muss-1.1325809

این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید: بالاترین دنباله Twitter

نظرات غیر فعال است.

-->