رکن الدین خسرویرکن الدین خسروی یکی از نامدار ترین کارگردانان تئاتر معاصر ایران است که از سال ۴۰ تا کنون آثار بی شماری را به صحنه برده و شاگردان بسیاری را تربیت کرده است. وی اکنون در لندن به سر می برد و در این کشور نیز به اجرای نمایش می پردازد. کتاب کوچک رکن الدین خسروی به بررسی آثار اجرا شده این کارگردان بزرگ می پردازد. و بازخورد و نقد و نظرات اجراهایش را مرور می کند.

رکن الدین خسروی کتاب کوچکی است که به بررسی نمایش هایی که توسط رکن الدین خسروی در ایران اجرا شده است می پردازد. وحید ایوبی نگاهی اجمالی به بازخورد ها و نقد و نظرات درباره آثار اجرایی این کارگردان معاصر می اندازد.

رکن الدین خسروی. به کوشش وحید ایوبی.نشر تجربه.چاپ اول. تهران.۱۳۸۶٫ ۱۰۰۰ نسخه.۷۲ صفحه.۸۵۰ تومان.

«گویا تئاتر سال ۴۷ با نمایش حکومت زمان خان حسن ختامی در خور تئاتر ملی یافته است. تئاتر ملی نه به مفهوم تئاتر مطربی باایوان و محراب و مخده و گفتار منظوم، بل تئاتری که بازتاب فضای واقعی و اندوهبار مشرق زمین است. تئاتری که تکوین فاجعه در آن از بدیهی ترین و پذیرا ترین خصوصیت های زندگی کنونی ماست…»[۱]

رکن الدین خسروی یکی از نامدار ترین کارگردانان تئاتر معاصر ایران است که از سال ۴۰ تا کنون آثار بی شماری را به صحنه برده و شاگردان بسیاری را تربیت کرده است. وی اکنون در لندن به سر می برد و در این کشور نیز به اجرای نمایش می پردازد. کتاب کوچک رکن الدین خسروی به بررسی آثار اجرا شده این کارگردان بزرگ می پردازد. و بازخورد و نقد و نظرات اجراهایش را مرور می کند.

رکن الدین خسروی در سال ۱۳۰۸ در تهران به دنیا آمد. او در سال ۱۳۲۷ از کالج البرز دیپلم دریافت کرد و سال بعد برای ادامه تحصیل به دانشکده حقوق رفت. اما پس از یک سال از دانشکده انصراف داد و برای ادامه تحصیل رشته ادبیات را برگزید. فعالیت های هنری وی با حضورش در کلاس های دیودسن شروع شد. و سپس در دانشکده هنرهای دراماتیک به تدریس تاریخ ادبیات روم و یونان پرداخت. گاه نیز بازی و کارگردانی می کرد. کلبه ای در جنگل اثر روبرت بروک و پیک نیک در میدان جنگ اثر آرابال را در تالار نمایش دانشکده به صحنه برد. در سال ۴۷ نمایشی از میرزا آقا به نام حکومت زمان خان را به صحنه برد که ایرج زهری با برداشتی نوین نگارش تازه ای ازآن کرده بود. این نمایش شهرت به سزای برای وی به ارمغان آورد. یک سال بعد نمایش از پشت شیشه های اکبر رادی را به صحنه برد. سال ۴۹ به لندن رفت و در مدرسه دراماسنتر که ریاست افتخاری آن با پیتر برک بود تحصیل کرد. سال ۵۲ به ایران بازگشت و نمایش بلخند با شکوه اقای گیل اثر اکبر رادی را به صحنه برد. سال ۵۴ نیز نمایش ابراهیم توپچی و آقا بیک نوشته منوچهر رادین را اجرا کرد. نمایش زیتون نوشته آرامان امید سال ۵۵ به اجرا در آمد. سال ۵۷ رکن الدین خسروی نمایش سیزوئه بانسی مرده است اثر آتول فوگارد را در خانه نمایش اجرا کرد. وی بعد از انقلاب نیز دو نمایش گوشه نشینان آلتونا اثر سارتر و باغ آلبالو اثر چخوف را کار کرد و برای همیشه به لندن رفت. در این کشور نیز آثار زیادی را کارگردانی کرده است. وی «دعوت» اثر گوهر مراد را در لندن به اجرا گذاشت. همچنین سوزنبانان، آخرین ساعات زندگی سلطان صلاح الدین ایوبی و نمایش های دیگر.

کتاب رکن الدین خسروی به تک تک آثار اجرایی این کارگردان زبر دست ایرانی می پردازد و همچنین نقد هایی که بر این اجرا ها نوشته شده را مروری کوتاه می کند

کتاب رکن الدین خسروی به تک تک آثار اجرایی این کارگردان زبر دست ایرانی می پردازد و همچنین نقد هایی که بر این اجرا ها نوشته شده را مروری کوتاه می کند. در این اثر جا به جا سخنان رکن الدین خسروی درباره اجراهایش نیز آورده شده است. هر چند این کتاب کتاب کوچکی است و نمی توان آن را پژوهشی کامل در زمینه فعالیت های هنری این کارگردان نامدار دانست اما به قول ناشر شگفتا که جای همین نیز در فضای ادبی و هنری خالی بود. نشر تجربه کتاب های کوچکی درباره آثار و اجراهای نمایشنامه نویسان و کارگردانان معاصر منتشر کرده است که کتاب کوچک رکن الدین خسروی هشتمین آنها است.

خسروی در یکی از مصاحبه هایش درباره هنر تئاتر می گوید: با تئاتر به دنبال حقیقت شگفتی که انسان را احاطه کرده است و انسان در تمامی اعصار با آن مواجه بوده، این است که جهان همواره در پویه دگرگونی قرار دارد؛ و ازهمه شگفت تر اینکه، انسان خود یکی از تغییر دهندگان دنیای خود بوده است. تئاترهمانند تمام نمود های فرهنگ بشری، نقش تاثیر گذار خود را بر این روند وقفه ناپذیر ایفا کرده است.

رکن الدین خسروی

هنرمندان تئاتر از قرنها پیش تاکنون، بر صحنه های نمایش و بر صحنه های زندگی،آرمان خواهی خویش را به تماشای همنوعان خود گذاشته اند، و هرگز نبوده است که در رنگپذیرفتن آرمانی جوامع، هنرمندان تئاتر نقشی نداشته باشند. اینک هرچند که آرمانهای نوینی بر زندگی بشر پرتو افکنده و آرزو های او از نظر کمیت و کیفیت، گسترشی چشمگیر یافته است،اما هنوز یک آرزوی انسان در سرلوحه تمام خواست هایش جای دارد و آن پدید آوردن دنیایی انسانی و روابطی آکنده از انسانیت است. تئاتر، تصویر به نمایش درآمده این آرمان والا است. هنرمندان تئاتر، مژده بخشان این روزهای درخشانتر آینده اند.قرنها است که نویسندگان و کارگردانان و بازیگران و دست اندکاران تئاتر، قلبهای همنوعان خود را با نوید آینده ای انسانی تر، گرما بخشیده اند. آنان به مخاطبان خودامید داده اند و ایشان را به تماشای حقیقت و جستجوی آن فراخوانده اند. از روزگارسوفوکل تا امروز، تماشاگران بر صحنه های تئاتر، کسانی را نظاره کرده اند که حقیقت رامی جسته اند،حقیقت زندگی امروز واقعیت فردای روشن. اگر یک لحظه تجسم کنیم که جهان بدون تئاتر چگونه جهانی می تواند باشد، آنگاه رنجهایی را که هنرمندان تئاتر،برخود هموار می کنند، تقدیس خواهیم کرد. آنها به جای ما می خندند، به جای ما می گریند،به جای ما، در گردابهای حادثه می افتند و حتی به جای ما می میرند تا ما بیاموزیم، تا از تصور این اندیشه که به جای آنها نبوده ایم، آرام بگیریم. جهان بدون تئاتر، هرگز نمی تواند کانونی انسانی باشد. ما بر صحنه های روشن تئاتر،نقش آرمانی خود را می بینیم و از حقیقت وجود خود آگاه می شویم. چنان باد که صحنه ها هیچگاه خاموش ومتروک نشوند.

«جمیله شیخی در نقش فروغ الزمان، آذر فخر به نقش گیلانتاج و محمد مطیع به نقش داود بازیهای حساس و چشم گیری دارند و در بارور کردن لحظات مهم بازی سهم عمده ای دارند. محمد علی کشاورز در نقش آقای گیل با آنکه در مجموع بازی خوبی دارد در پاره ای لحظات نمی تواند عظمت این پرسناژ و نیز خرد شدن ناگهانی او را مجسم سازد. رادمنش، سروش و آهو خردمند هم در ایفای نقش های خود توفیق دارند. حرف آخر آنکه لبخند با شکوه آقای گیل نقطه حرکتی تازه در تئاتر ایرانی است.»[۲]

پی نوشت:

[۱]صفحه ۱۳ کتاب

[۲]صفحه ۲۴ کتاب

این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید: بالاترین دنباله Twitter

نظرات غیر فعال است.

-->